
با این که گاهی از این کاشهایِ لعنتی خسته میشوماما بازهم دست یافتنیترین موقعیتیکه تورا کنارِ خودم حس میکنم راهمین کاشهایِ کشدار به من هدیه میدهند؛ بانویِ صاحبدلمثلا همین حالا که ای کاشای کاش میشد تمامِ فکرم را برای تو بفرستمکه بفهمی یک روزِ تمامم پر از تو بوده استیا دیشبکه تمامم، تمامت را میخواستکاش تو هم میتوانستی درک کنی چه رنجی دارد که کسی را بخواهی و نباشدکاش میشد کسی را از میانِ کاشها درآوردو یک دل سیر در آغوشش کشیدکاش، هیچ کاشیوجود نداشتمراقب داشتههامون باشیم بخوانید...
ادامه مطلب
خیلی چیزا تکرار شدتو تکرار شدی غم هایی که می گفتی دیگه با وجودت نباید باشن تکرار شدنحسای خوب و بدی که گاه و بیگاه سراغم میان تکرارشدنبی اعتمادی ای که ذره ذره تزریق کردی به بند بند تنم تکرار شدزمستونبهار تابستونپاییززمستونبهارِ زمستونیتابستونِ زمستونیپاییزِ زمستونی زمستونِ زمستونی بهار زمستونیحسایِ زمستونیپالتویِ بلند با یقهیِ برگشتهیِ زمستونیحتی تو هم تکرار شدی، بارهااماتکراری نشدی، لعنتیمراقب داشتههامون باشیم بخوانید...
ادامه مطلب