
تکیهگاه بودن، نوعی حذفِ تدریجیست موضوع «تکیهگاه بودن، نوعی حذفِ تدریجیست» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. لبِ پنجاهدیگر مرزی نیستفقط عددیستکه بهانهها را لو میدهد چینهای پیشانینه نقشهنه خاطرهفقط اثرِ تکرارند اوزیاد دوام آوردبیش از آنچه لازم بودکمتر از آنچه...
ادامه مطلب
تکیهگاه بودن، نوعی حذفِ تدریجیست لبِ پنجاهدیگر مرزی نیستفقط عددیستکه بهانهها را لو میدهد چینهای پیشانینه نقشهنه خاطرهفقط اثرِ تکرارند اوزیاد دوام آوردبیش از آنچه لازم بودکمتر از آنچه ممکن بود سقف بودچون جرأتِ خراب شدن نداشت بارانبهانه بودو ترس، دلیل دستهایشدادندچون نگه داشتناعتراف میخواست نان را تقسیم کردتا نبیندگرسنگیدر اطرافش قد میکشد شبها خاموش نمیشدخوابتعویقِ فروپاشی بود او بخشیدو هر بارجزئی از خودش را دقیقتر حذف کردو نامش را گذاشتخوب بودن در آستانهیِ تیغِ بیرحمِ جراحاو در آی...
ادامه مطلب
يادم مياد وقتي بچه بودم از خيلي چيزا تعجب مي كردم اون موقع ها معني خيلي چيزا با الان فرق داشت اما مدت هاست انقدر چيزاي جورواجور ديدم و شنيدم و تجربه كردم، كه به اين آسونيا از چيزي تعجب نمي كنم رابطه، معني هاي زيادي پيدا كرده شايد نتيجه گذشت اين سال ها و سفيد شدن بخشي از موهاي باقي مونده م! و كمي تجربه، اين باشه كه ديگه به آسوني از چيزي تعجب نكنم نوع ارتباط آدما به خودشون مربوطه و خودشونن كه بايد جوابي براي تصميمشون و عرف و شرع و قانون و از همه اينا مهم تر، وجدانشون داشته باشن تاكيد مي كنم براي آرامش وجدانشون. و قضاوت، كه در صلاحيت من و ما نيست و چون نمي تونيم با كفش هاي بقيه راه بريم، نبايد قضاوتشون كنيم؛ حتي به قدر يه نظر ساده اما اين وسط، حتي لاي اين رابطه هاي ظاهرا بي منطق و بي قانون و گ...
ادامه مطلب