لبِ پنجاه
دیگر مرزی نیست
فقط عددیست
که بهانهها را لو میدهد
چینهای پیشانی
نه نقشه
نه خاطره
فقط اثرِ تکرارند
او
زیاد دوام آورد
بیش از آنچه لازم بود
کمتر از آنچه ممکن بود
سقف بود
چون جرأتِ خراب شدن نداشت
باران
بهانه بود
و ترس، دلیل
دستهایش
دادند
چون نگه داشتن
اعتراف میخواست
نان را تقسیم کرد
تا نبیند
گرسنگی
در اطرافش قد میکشد
شبها خاموش نمیشد
خواب
تعویقِ فروپاشی بود
او بخشید
و هر بار
جزئی از خودش را
دقیقتر حذف کرد
و نامش را گذاشت
خوب بودن
در آستانهیِ تیغِ بیرحمِ جراح
او در آینه
کسی را میبیند
که اگر کمتر میبخشید
شاید
بیشتر وجود داشت
گاهی میاندیشد که رویا
دیگر نجات نیست
انکار است
او میخواست جهان را سبک کند
تا وزنِ خودش را حس نکند
لبِ پنجاه
ایستاده
چون جای دیگری نمانده
حالا میفهمد
تکیهگاه بودن
نوعی حذفِ تدریجیست
و انسان بودن
نه فضیلت
که تصمیمیست
برای ادامه دادنِ این حذف
با آگاهی
و این
تنها شکلِ آزادیست
تلخ
دقیق
بیجبران
مراقب داشتههامون باشیم
برچسب:
نویسنده: آرین زمانی