هر وقت قصد میکنم دیگر از تو ننویسم، باران میبارد
نغمهای زمزمه میشود
کسی از تو میپرسد،
یا خاطرهای جانِ, تازه, میگیرد.
و من در کشاکش این نبردِ نابرابر
همیشه مغلوب میشوم
نبودنت درد میکند...
درست مثل روز اول، شاید هم کمی بيشتر
من به دستهای خالیام خیره میشوم
و در ناباوریهای بیرحمانهی تمام روزهای نبودنت،
دستهای خالیام،
جای خالیات،
نبودنت،
و این پاهای خستهی بیپرسه
درد میگیرد.
درد می گیرد.
و باز هم درد مي گيرد
مراقب داشته هامون باشيم
برچسب:
نویسنده: آرین زمانی