آدمها میگردند،
خوب هم میگردند
شبهایی دارند
که نورشان تا صبح طول میکشد
و خندههایی که جایشان
روی لبهاشان گرم میماند
رابطههایی میسازند
که مثل آتشبازیاند
زیبا، پر هیجان و تمام
اما یک جایی درست وسط همهٔ آن شلوغی
یک چیزی در آدمها آرام میشود
انگار خسته نه
فقط پُر
لبریز از این همه هیجان سطحی
که هیچ مالکیتی در آن تعریف نشده
آن وقت است که میفهمند
دلشان چیز دیگری میخواهد
نه هیجان، نه تازگی، نه آن لحظهٔ اول
که جایش همیشه میسوزد
دلشان میخواهد کسی باشد؛ که باشد
کسی که اسمشان را بداند
نه آن اسمی که به دیگران میگویند
آن یکی را
کسی که دورهایش را هم زده باشد، مثل او
و حالا دنبال همان چیزی باشد
که او دنبالش میگردد
یک نفر؛ فقط یک نفر که تا آخر باشد
آدمها میگردند
خوب هم میگردند
اما آخرش
همه دنبال آتشی امن میگردند
که حتی زمستان هم خاموش نشود
مراقب داشتههامون باشیم
برچسب:
نویسنده: آرین زمانی